عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
157
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
ابن مسعود نمىخواسته است در آنها جنبهء لهجهاى نمايان گردد ، چون اگر چنين نبود ، لازم مىآمد كه در چنين مقامى - كه قرائت به تفسير تأويل مىشود - از سنتهاى لهجهاى قومش پيروى نمايد چنان كه « و انطاهم تقواهم » را به جاى « وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ » « 1 » قرائت تفسيرى كرده و پديده لهجهاى را در آن نمايانده است - همان گونه كه بيايد - با تمام اينها ، اين سؤال همچنان دربارهء راز اين مخالفت آوايى ، باقى خواهد ماند هر چند كه اين مخالفت در واقع يك مورد است و با گرايش كلى قرائتها ارتباطى ندارد . آنچه دربارهء ابن مسعود ، مشهور است ، اين است كه وى معلّم بوده و عموم مردم را از هذلى گرفته تا تميمى ، قريشى و غيره را قرائت مىآموزانده است و به همين قصد تربيتى به كوفه فرستاده شده و مردم از ادبيّات ، زبان و قرائتش ، مطالبى فرا گرفتهاند « 2 » . او نيز به ميزان آنچه كه از پيامبر [ ص ] فرا گرفته بود و در حدود اجازهء قرائت به حروف هفتگانه به مردم قرآن را آموزش مىداد ، لذا در روايتهاى قرائتى وى جنبههايى از لهجهء قبيلههاى هذيل ، قريش و تميم را مىبينيم . او نمىتوانست بر توانايى زبانى كه به پديدهء لهجهاى شخصى خو گرفته است ، اصرار ورزد چه مىدانست كه يكى از حرفهاى هفتگانه [ در حديث الاحرف السبعه ] اختلاف لهجهاى بين زبانهاست و همهء تلاش وى ، آموزش كسانى بود كه نزد وى مىآمدند ، البته با چشم پوشى از تفاوتهاى لهجهاى كه گاهى ظاهر مىشد . به خاطر همين امر مهم آموزشى است كه عمر بن خطاب وقتى شنيد كه كسى « عتّى حين » قرائت كرده است ، از او پرسيد : چه كسى ، اين قرائت را به تو آموخته است ؛ پس گفت : ابن مسعود . لذا عمر بن ابن مسعود نوشت : « خداوند قرآن را عربى و به زبان قريش نازل كرده است پس به زبان قريش براى آنها قرائت نما ، نه به زبان هذيل . « 3 » » اين سخن گوياى آن است كه هميشه بهتر است رواج متن قرآن ، خالى از ويژگيهاى
--> ( 1 ) ابراهيم انيس ، فى اللهجات العربية ، ص 97 . در اين كتاب ، توضيحى ارزشمند در خصوص اين پديدهء آوايى و علت تسميهء آن آمده است . ( 2 ) ابن ابى داوود السجستانى ، المصاحف ، ج 1 ، ص 14 . ( 3 ) ابن جنى ، المحتسب ، ص 83 .